نمیتوان گفت زندگی بیهوده است، چون به گورستان ختم میشود. در یکی از اشعار پیندار، شاعر تغزلی یونان باستان، سطر الهام بخشی وجود دارد که در بزرگ داشت یک جوان، به مناسبت پیروزی او در یک مسابقه کشتی، در بازیهای معبد دلفی سروده شده است. پیندار مینویسد، «چه هستند، هر یک از مخلوقات روزگار؟ و چه نیستند؟ انسان چیزی جز رؤیایی سایهوار نیست. با این همه آنگاه که پرتوی خورشید چونان هدیهای از آسمان فرود میآید، نور پرتوافشان و زندگی آرام، به وجود انسان وابستهاند.» این ضرب المثل نومیدانه که میگوید «بیهودگی، بیهودگی، همه چیز بیهوده است.» درست نیست! خودِ این لحظه بیهوده نیست، بلکه نوعی پیروزی و شعف است. این تکیه کردن بر اوج کمال در لحظات پیروزیمان کاملن یونانی است.
جوزف کمبل
ذهن شلوغ من