به نظر میرسد مسأله مصر همچنان با ندانم کاری مقامات ایرانی به صحنهای برای تحقیر ایرانیان تبدیل شده است. از قبل از انقلاب مصر و در دوره حکمرانی حسنی مبارک رئیس جمهور وقت مصر، محمود احمدینژاد از ابوظبی پیغام عجولانهای را فرستاد که اگر طرف مصری موافقت کند، تا پایان وقت اداری همان روز، سفارت ایران در قاهره را بازگشایی خواهد کرد که با پاسخ سرد یک مقام دست چندم مصری روبه رو شد.

پس از کناره گیری مبارک از قدرت هم اشتیاق وصف نشدنی مقامات دیپلمات و غیردیپلمات ایرانی برای برقراری روابط با مصر بدون واقع نگری درباره تحولات حقیقی این کشور، باعث شد رابطه تهران و قاهره به رابطه «عشق یکطرفه» تبدیل شود.
از یک سو هر روز مقامات ایرانی از برقراری مجدد روابط و تبدیل دو کشور به دو متحد استراتژیک و... سخن میگویند و از سوی دیگر، مقامات مصری همچنان با سردی تمام، گلچینی از دلایل و بهانهها را به عنوان پیش شرط برقراری روابط با ایران مطرح میکنند.
مقامات ایرانی از زمان کناره گیری مبارک از قدرت در ابتدای ۲۰۱۱، برقراری دوباره روابط با مصر را خبر میدهند ولی تا امروز که در ابتدای ۲۰۱۳ هستیم، خبری حتی از تبادل سفیر هم نیست و تنها شاهد اظهارات و تمایل یک طرفه و اشتیاق زاید الوصف مقامات ایرانی و اظهارات همراه با اعتماد به نفس بالای آنها درباره برقراری رابطه در آیندهای نزدیک هستیم آیندهای که معلوم نیست چه زمانی اتفاق میافتد ولی تاکنون منجر به امتیاز دهیهای مستمر ایرانیها و از سوی دیگر بیمیلیهای ادامه دار طرفهای مصری هستیم.
آخرین قسمت این سریال دنباله دار، مسأله سفر ایرانیان به مصر است. سابقه این موضوع به اندکی پس از سرنگونی حکومت حسنی مبارک در اوایل ۲۰۱۱ بازمی گردد.
از آن زمان تاکنون مقامات ایرانی درباره زمینههای همکاری با مصر به موضوع اشتیاق ایرانیها برای سفر به مصر و بازدید از آثار باستانی، تاریخی و دینی این کشور اشاره کرده و میکنند.
مقامات ایرانی در هر مناسبت و مراسمی این موضوع را به طرف مصری یادآور میشدند و میشوند که هزاران هزار نفر ایرانی با جیبهای پرپول و اشتیاق برای خرید و دیدار از آثار دینی و تاریخی و بازارهای مصر آماده سفر به این کشور هستند.
هیچ کسی مخالف سفر ایرانیان به مصر و اضافه شدن مقصدی به مقاصد سفرهای خارجی ایرانیان نیست به ویژه که مصر میزبان آثار باستانی تاریخی مهمی است اما در این ارتباط، چند نکته قابل یادآوری است:
۱- کدام کشور دنیا برای اعزام شهروندان خود به کشور دیگری، اصرار و پافشاری میکند و حاضر به این همه تبلیغ و امتیاز دهی است؟!
اگر گفته شود که دولت ایران خواهان سفرهای خارجی شهروندان خود است که سخن دروغی گفته شده است! دولتی که برای تبلیغات گردشگری، محدودیتهای خاص وضع میکند بعید است برای سفر و گردشگری ایرانیان در مصر این قدر اصرار و پافشاری داشته باشد.
دولت ایران به خوبی میداند که سیاستهایش باعث شده تا طبقه متوسط جامعه ایران حتی از سفرهای توریستی چند روزه به کشورهای همسایه هم منع شوند چه برسد که به کشوری در شمال آفریقا.
کشورها قاعدتن برای جذب توریست به سمت خود تلاش میکنند و نه برای اعزام توریست به دیگر کشورها. اما مقامات ایرانی، به هر دری میزنند تا مصریها اجازه دهند ایرانیها به آن کشور بروند و حتی برای این منظور، مدام از خاصه خرجی گردشگران ایرانی دم میزنند، کما اینکه پیشتر به مقامات مصری گفتهاند هر ایرانی در هر سفر خارجیاش، ۵ هزار دلار خرج میکند، اگر ۴۰۰ هزار نفر را راه بدهید، سالی ۲ میلیارد دلار برایتان میماند. (سخنان آقامحمدی معاون اقتصادی معاون اول رییس جمهور در جمع هیات مصری که خرداد ۹۰ به ایران آمده بود - روزنامه الاهرام)
۲- با اصرار مقامات ایرانی برای اعزام مسافران ایرانی به مصر، مقامات دو کشور توافقنامهای را در این باره امضا کردند. به گفته وزیر گردشگری مصر، مقامات تهران موافقت کردهاند ایرانیها در سفر به مصر تنها از دو شهر اسوان و الاقصر بازدید کنند. به گفته او، سفر مسافران ایرانی به مصر شامل زیارت از مکانهای مذهبی قاهره نمیشود و مقامات ایرانی هم درخواستی برای گنجاندن بازدید اهرام ثلاثه در قاهره در برنامه تور مسافرتی ایرانیان به مصر نداشتهاند.

دو شهر انتخاب شده برای گردشگران ایرانی در سفر به مصر، با فاصله زیاد از پایتخت (قاهره)، در جنوب این کشور قرار دارند. فاصله هوایی دو شهر اسوان و الاقصر در جنوب مصر تا قاهره به ترتیب حدود ۷۰۰ و ۶۰۰ کیلومتر است. چه کسی حاضر است این همه راه را از ایران به مصر سفر کند اما به بازدید از اهرام ثلاثه و آثار باستانی در حومه قاهره نرود؟ مصر با همین آثار تاریخیاش در جهان شهره است. با نگاه به این موضوع به نظر میرسد مقامات مصری هم میخواستند شاهد حضور گردشگران ایرانی در کشور خودشان باشند و هم اینکه از حضور آنها در پایتخت و مراکز مهم توریستی مصر جلوگیری کنند.
۳- وزیر گردشگری مصر در بازگشت از ایران گفته است در ابتدا شرکتهای دولتی دو کشور، برای سفر گردشگران ایرانی به مصر فعالیت خواهند کرد. گردشگران ایرانی «تحت نظر» خواهند بود تا حسن نیت آنها «ثابت شود» و معلوم شود که گردشگران ایرانی تنها برای فعالیتهای توریستی و نه کارهای دیگری به مصر میآیند تا این سفرها ادامه یابد. در غیر این صورت این سفرها متوقف خواهند شد.
باید پرسید که این چه سیاست و عملکرد همراه با عزت است که مقامات ایرانی در برابر مصر در پیش گرفتهاند؟ چرا باید ایرانیها برای سفر به مصر و بازدید از دو شهر جنوبی این کشور، اینقدر تحت تحقیر قرار بگیرند؟ مگر در مصر چه خبر است؟
مقامات ایرانی از یک سو برای سفر اتباع مصری به ایران به طور یکطرفه لغو ویزا کردهاند و طرف مقابل برای حضور گردشگران ایرانی در کشورش، هر روز شرط و شروطی را تعیین میکند و هر روز تحقیر جدیدی را روانه طرف ایرانی میکند.
البته مقامات مصری، حق دارند که مشکوک هم باشند زیرا وقتی میبینند هر شرط تحقیرآمیزی که میگذارند تا بلکه مقامات ایرانی بیخیالشان شوند، شرطهایشان پذیرفته میشود، با خود میگویند که لابد کاسهای زیر نیم کاسه است!
۴ - دولت مصر هم اکنون با مشکلات و مسائل زیادی در سیاست خارجی و داخلی روبه رو است و جایی برای مسئله سازی جدیدی در قالب ارتباط با ایران ندارد. دولت مصر با زیرکی و هوشیاری تلاش میکند با استفاده از موضوع رابطه با ایران، از دیگر طرفهای منطقهای و جهانی، امتیاز گیری کند.
ایران با سیاست کلی خود به وسیلهای برای امتیازگیری دولت مصر تبدیل شده است تا دولتمردان مصری هر روز با بهانه و دلیل جدیدی ایران را به پای چشمه برقراری رابطه دیپلماتیک بکشانند و بازگردانند.
مصریها، نه تنها با این شگرد از ایران امتیاز میگیرند (از جمله اعلام آمادگی ایران برای ارائه وام و فروش تخفیف دار آهن و گندم به مصر)، بلکه از دیگر کشورها نیز با برگه ایران، امتیاز میگیرند بدین شکل که با طرفهای مقابل ایران، این گونه تعامل میکنند که میبینید؟ ایران دارد خودش را برای ما میکشد و کلی هم امتیاز میدهد، اگر شما به ما امتیاز ندهید، ناچار به سمت ایران خواهیم رفت. گو اینکه ناز کشیدن مقامات ایرانی، اگر برای مردم ایران آب ندارد، برای مصریها، نان دارد!
ذهن شلوغ من