بپرس آنکه باید به این «باید» تن بدهد،
قبلن به کدام «باید» تن داده مگر؟!
گرافیتی هنر اعتراض است - هنر دادزدن. همهجا دیدهایماش - گرافیتی را. ما ملت برگزیدهای هستیم که زندهی زندهاش را دیدیم، همان سورئالیترین گرافیتیهای تاریخ، روزهای بهمن ۵۷ - همان که جوانی دستش را زده در خون برادرش و زده روی دیوار و نقش یک کف دست سرخ به رنگ خون مانده روی دیوار، همان دیوارنگاریهایی که پشت تختهآگهیهای بزرگراههای تهران میبینیم، اینها اسمشان گرافیتی است.

گرافیتی روی دیوار شهرک اکباتان به دنبال انتشار این عکسها در سایت فردانیوز کلیه دیوارهای نقاشی شده به دستور شهرداری تهران تحت مدیریت محمدباقر قالیباف با رنگ طوسی از نظرها پنهان شد.
گرافیتی هنر اعتراض است، هنر دادزدن. ارزان است و بیخرج. زود میتوانی کارت را روی دیوار بکنی و در بروی. هنر اعتراض یعنی این. بی هیچ شیلهپیله و دنگوفنگ و ادا و اطوار. دستبالاش اگر کسی سر برسد، اسپریات را - که ابزار اول و آخر دیوارنگاری است - میاندازی و در میروی؛ کاری که باباها و عموها و داییهامان در روزهای پرسروصدای آتش و خون ۵۷ بارها و بارها تجربهاش کردهاند.
بنکسی هم مثل گرافیتی فقط یک اسم است؛ شاید به همان اندازه مشهور و جاافتاده. هیچچیز دیگری هم جز این نام نیست. او کسی است (احیانن مرد) که نگذاشته از چهرهاش عکس بگیرند و اسم واقعیاش را هیچجا درز نداده. نمیخواهد اسمش بیشتر از هنرش - همان دیوارنگاریهای معروفش - شنیده شود.
بنکسی که در شهر بريستول در بريتانيا زندگی میکند، هرگز اجازه نمیدهد عکسش را بردارند. بنکسی کارش این است که دوره میافتد و هرچیزی را که به نظر آدمبزرگها (سنت اگزوپری کجاست؟!) خیلی جدی و سفتوسخت میآید، به مسخرهترین شکل شوخی میگیرد.
یکی از پرسروصداترین جاهایی که او رفته و حسابی هم هنر ریخته، روی دیوار حائلی است که دولت اسرائیل بین شهرکهای یهودینشین و مناطق هنوز فلسطینینشین ساخته است. همان دیوار معروف 680 کیلومتری که اسرائیلیها به بهانه «حفاظت» از خود در برابر حملههای فلسطینیها ساختهاند و صدای هم را درآورده:
از کشورهای اسلامی گرفته تا دادگاه بينالمللی لاهه که اين اقدام اسراييل را «نقض قوانين بينالمللی» خوانده، و همینطور عفو بینالملل و سازمان حقوقبشر. در سويی از اين ديوار که رو به کرانه باختری است، 9 دیوارنگاری توسط بنکسی کشيده شده که دیوار را به مسخره گرفتهاست.
يکی از اين نقاشیها پلاژی را نشان میدهد و سوژه دیوارنگاری ديگر منظره، يک ناحيه کوهستانی است. بنکسی سخنگو هم دارد. آن سخنگوئه که اسمش جو بروکز است، میگوید: نيروهای امنيتی اسرائيل برای منصرفکردن بنکسی از اين کار، تيراندازی هوايی تهدیدآمیز کرده و حتا چندبار او را با اسلحه هم تهديد کرده بودند.
در يکی دیگر از دیوارنگاریهای بنکسی، سر يک اسب سفيد ديده می شود که به نظرمیرسد از داخل سوراخی دزدانه درحال نگاهکردن به آن طرف ديوار است. در دیوارنگاری دیگری میتوان تصوير نردبانی را ديد که ظاهرن برای بالارفتن از اين ديوار امنيتی است.
بنکسی دارد داد میزند؛
درست مثل راجر واترز که رفت کنار همان دیوار
و رویش نوشت: این دیوار باید خراب شود!
ذهن شلوغ من