اعتراف میکنم دارم ایمانم را به خدا را یواش یواش از دست میدهم. امشب نیویورک تایمز فیلمی منتشر کرده که در آن هفت سرباز ارتش سوریه در مقابل دوربین توسط شورشیان جبهه النصره اعدام میشوند. سربازان عریان، دست بسته و بر روی زمین خوابانده می شوند. اگر کمی دقت میکنید میبینید بر روی بدن آنها کبودیها و جراحتهای شدیدی وجود دارد. پیش از اعدام آنها، عبدالصمد عسی که به عنوان "عمو" شناخته می شود، پیش از دستور آتش، شعری را بازخوانی میکند.

این صحنهی هولناک که در آوریل سال ۲۰۱۲ فیلمبرداری شده چند روز پیش توسط یکی از رهبران سابق شورشیان که از تاکتیکهای وحشتناک همرزمان سابقش شوکه شده بود به خارج از سوریه منتقل شده و به نیویورک میرسد. در پایان این فیلم؟ میبینیم که جسد سربازان به داخل چاهی پرتاب می شود و سپس یکی از افراد مسلح نگاهی به دوربین میکند و لبخندی میزند. انگار برشی از یکی از فیلمهای کوبریک باشد. فضاهای کوبریکی به شدت شیطانی، مالیخولیایی و پارانویایی است. تلاش بیهوده انسان برای زندگی کردن.
هگل انسان را به ایدهی مجرد اولیه و خودآگاهی مطلق میرساند. نیچه به نهلیسم قاطع و هایدگر از تمدن و زندگی که در پس آن انسان خاموش قربانی میشود. کامو جهان را پوچستانی عبث میبیند و انسان را گناهکاری بیگناه و بیگانهای طاعونزده بیتقصیر و سارتر که جهان را هیچ در هیچ میداند و انسان را غریبی که راه بجایی ندارد و بگفته هایدگر در این هستی پرتاب شده است و خود باید دردناکانه و نومید برای خویش کاری کند و ساموئل بکت که به انتظار بیهوده گودو که نیست نشسته و کافکا به همین دلیل به مسخ میرسد و صادق هدایت به پرلاشز، الیوت به ترزیا و یونسکو به کرگدن.
این جهان سرشار از تکنولوژی، صنعت و جهان توسعه یافته همانی است که حمید هامون سالها قبل فریاد زد: "کجا داره میره؟ آخه به چی رسیده؟ آه. عین یه مشت سوسک و مورچه دارن تو مرداب تکنیک دست و پا میزنن. همهش هم به خاطر این شیکم صاب مرده است. راحت لم دادن... معنویت چی شد؟ به سر عشق چی اومد؟" بودا دنیا را رنج و علی دنیا را پلید نامید. وقتی ضربت پسر مرادی فرقش را شکافت به خدای کعبه قسم خورد که رستگار شد. در پس آخرین جملهی مولا رازی نهفته است.
تازگیها اعتقاد پیدا کردهام کسانی که ضد خدا هستند روزگاری خداپرستترین مومنان بودهاند. کمی که فکر میکنم یادم میافتد حتا شیطان هم بر اثر پارسایی زیاد به درجه بالاتر از فرشتگان؛ (فرافرشته) راه یافت و مقربترین نزد خدا گشت. شيطان به مدت شش هزار سال خدا را پرستش كرد كه فقط چهار هزار سال آن را دو ركعت نماز خواند.
معلوم نيست كه اين شش هزار سال از سالهاى دنيا است يا از سالهاى آخرت. اگر از سالهاى دنيا بوده كه همان شش هزار سال خواهد بود و اگر از سالهاى آخرت باشد، هر يك روز آن طبق آیهی قرآن مجيد كه مىفرمايد: فى يوم كان مقداره خمسين اءلف سنة؛ در روزى كه مقدار آن به اندازه پنجاه هزار سال - از سالهاى دنيا - خواهد بود.
اگر شش هزار سال را ضرب در سيصد و شصت و پنج روز، و حاصل را در پنجاه هزار ضرب كنيم جمعن صد و نه ميليارد و پانصد ميليون سال دنيا مىشود؛ يعنى شيطان اين مدت، فقط خدا را عبادت كرده و دايمن مشغول نيايش و ستايش او بوده است.
آه ای یقین گمشده؛ اگر شما هنوز به خدا اعتقاد دارید خوشبهحالتان.
ذهن شلوغ من