هر چقدر ماهی و گربه را دوست دارم ولی از هجوم بیزارم. جدیدترین فیلم شهرام مکری ملغمهای از فیلمهای آخرالزمانی؛ پلیسی؛ ومپایری هالیوودی است با ظاهر سینمای اروپا. هر چقدر ماهی و گربه فیلم پیچیدهای بود ولی هجوم فیلم پیچ خوردهای است. بزرگترین ایراد هجوم غلبه کردن فرم بر داستان است. اینکه شهرام مکری میخواهد ما را مقهور تک سکانس پلانش کند آزار دهنده است؛ روح را خراش میدهد. مگر ما با تماشاگر و مخاطبمان پدرکشتگی داریم که با هر ضرب و زوری بخواهیم او را تسلیم کنیم؟ ولی از بد حادثه شهرام مکری خودش اینقدر مقهور فرم شده است که از بازی مصنوعی بازیگران غافل شده است. بدون شک هجوم یک ضد فیلم است؛ حتا ضد شهرام مکری است. تک سکانس پلان ماهی و گربه هرچقدر هیجان انگیز و ساختارشکن بود؛ ولی تک سکانس پلان هجوم کلیشه است. بازی تاثیرگذار عبد آبست در ماهی و گربه که در ذهنها ماندگار شده است و با بازی پلاستیکیاش در هجوم مقایسه کنید. دوستانی که فیلم را شاهکار خطاب میکنند کاملن معلوم است مقهور فرم شدهاند. رفقا سینما فرم نیست اول داستان است بعد فرم. فرم هم نباید اینقدر باشد که بر داستان تاثیر بگذارد. شهرام مکری با هجوم ثابت کرد فیلم نمیسازد که برای ما داستان تعریف کند بلکه فیلم میسازد که فرم را به رخ ما بکشد. اینکه شما فیلمی بسازید سراسر فرم و ضد داستان این سینما نیست. ضد سینما است.
ذهن شلوغ من