روزگاری دور به ایکاروس عزیزمان گیر میدادن چرا اینجوری مینویسی؟ چرا اونجوری نمینویسی؟ این روزها که دوباره این روش از میدان به در کردن در مواجه با عزیزان دیگر همچون سخی؛ مسیح و... میبینم یاد اون روزهای خاکستری و شورابه میافتم ماجرا برای سالها پیش است توی دهه نود در عطرافشان الان دهه صد از ۱۴۰۰ است با اینکه ایکاروس جان ما گذاشت رفت و ما را تنها گذاشت خود من در اینجا پنج سال ننوشتم جالبه هی به مدیریت فشار میارن تکلیف ما را روشن کن بعضیها خیلی دوست دارند سر به تن یه سری نباشد نظرات بعضی نفرات اصلن تایید نشود.
روزی حضرت موسا در بیابان به چوپانی برخورد کرد که با زبانی ساده و بیپیرایه خدا را یاد و ستایش میکرد. میگفت: ای خدا، تو کجا هستی که من نوکری تو کنم، چارقت را رفو کنم و شانه بر گیسوانت کشم، شپشهای جامهات را بکشم و از شیر گوسفندان به تو غذا دهم، دستان و پاهایت را نوازش کنم و «خواب جایِ» تو را پاک و پاکیزه کنم .و از این جملات و تعابیر بسیار گفت، تا آنکه حضرت موسا برآشفت و او را نکوهش کرد این چه کفری است؟ چوپان نیز دلشکسته و غمین راه بیابان در پیش گرفت و رفت.
از آن سو حق تعالی به موسا وحی فرستاد و ضمن آن، سخت او را مورد عتاب قرار داد که چرا آن بنده مخلص را از ما جدا کردی؟! فرمود هر کس را روش دادهام هر کسی را سیرتی بنهادهام هر کسی را اصطلاحی دادهام هندوان را اصطلاح هند مدح سندیان را اصطلاح سند مدح موسا اگر میتوانی آتشی از عشق در جان بر فروز سر بسر فکر و عبارت را بسوز عاشقان را هر نفس سوزیدنیست بر ده ویران خراج و عشر نیست. موسا بیدرنگ به دنبال چوپان دوید و دشتها و بیابانها را درنوردید تا آنکه چوپان را دید و به وی مژده داد که خداوند فرموده که هر طوری که میخواهی با خداوند سخن بگوی و به دنبال هیچ آدابی نباش و شبان به حضرت موسا میگوید که حال من از این حرفها فراتر است و وصف ناشدنی است.
تا حالا حتا یک بار هم نشده توی فرگرنتیکا؛ پرفومو و کلی سایت؛ وبلاگ؛ ویدیو؛ لایو و مرجع خارجی ببینم وبلاگنویسهای طراز اول جهان که شهرت بین اللملی دارند به کسی بگویند رویو نویسی درباره عطر کار هر کسی نیست! چرا راجع به فلان ادکلن اینجوری نوشتی؟ چرا زیاد نوشتی؟ چرا بلند نوشتی؟ چرا پهن نوشتی؟ هر کسی هر جوری دوست دارد مینویسد... هیچ کس جای هیچ کس تنگ نکرده است ولی بعضیها دوست دارند به دیگران امر و نهی کنند چرا اینجوری مینویسی؟ ژست ناظم مدرسه بگیرند چرا اون جوری نمینویسی؟ چرا چرا چرا؟
وقتی کسی به کسی میگوید چرا اینجوری مینویسی؟ خودش قبلش باید چیزی نوشته باشد تا به دیگران بگوید منظور از نوشتن چیست؟ به قول مهیار عزیز: در ضمن گفتی در صفحه این عطر ریویو مناسبی وجود نداره؟ خب خودت اولیشو بنویس! شما به خودت زحمت ریویو نمیدی و نهایت ریویو شما دو پاراگراف بعد میگی فلانی چرا اینطور نوشته و آنطور ننوشته! اونطور که درسته اول خودت بنویس که بقیه ازت سرمشق بگیرن.
در درون کعبه رسم قبله نیست
چه غم از غواص را پاچیله نیست
تو ز سرمستان قلاوزی مجو
جامهچاکان را چه فرمایی رفو
ذهن شلوغ من