محمد قوچانی یک لیبرال محافظهکار است.
آنقدر که حاضر است سر به تن چپها (سرخ، مذهبی و...) نباشد برای همین با
نوشتن یک یادداشت معروف در هفته سوم مهرماه در شماره ۲۱ شهروند امروز چاپ
تهران به نیروهای اطلاعاتی خطر پاگرفتن چپ در دانشگاهها را گوشزد کرد و
همین نوشتهی او بود که دستگیری گسترده چپها در سالگرد شانزدهم آذر سال هشتاد و هفت را موجب
شد. همچنین یکشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۸۵ که فراموش نکردید و نوشتهی سراسر توهین
آمیز او را با عنوان: «تراژدی اکبر محمدی» در روزنامه شرق؟
صدای پای انقلاب جهان را میلرزاند و محمد قوچانی از این میترسد. اعتقاد به لیبرالیسم باعث میشود هیچ اعتقادی به انسانیت نداشته باشد و برای پیش برد اهداف کثیفش حاضر باشد دانشجویان چپ و هرکسی که اهداف ضدلیبرالی دارد را قربانی کند، محافظهکاری او باعث فاصله گرفتن از دموکراسی را موجب میشود. محمد قوچانی همیشه در انتشار افکارش در نوشتههایش از ضرورت متحد شدن محافظه کاران و لیبرالها در نقد چپها و برخورد فیزیکی با آنها سخن میگوید و قوه قهریه هم به سرکوب و دستگیری و شکنجهی آنان میپردازد.
حالا خوب است او لیسانس علوم سیاسی در دانشگاه تهران و فوق لیسانس همین رشته را در دانشگاه آزاد تهران خوانده است. یادداشت نویسی و کار روزنامهای را در کلاسهای سازمان مجاهدین انقلاب چریک پیر در دهه ۷۰ آموخته است. از سال ۱۳۷۴به همکاری با نشریه «عصر ما» ارگان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی پرداخت. برادر بهزاد دارید شاگردتان را؟
روزنامههای جامعه، نشاط و عصر آزادگان برای قوچانی آغاز دوره جدیدی از روزنامهنگاری بودند که در سالهای پس از دوم خرداد ۱۳۷۶ تجربه کرد و به تدریج با نوشتههای انتقادی خود به شهرت رسید. او در جریان توقیفهای پیاپی روزنامههای زنجیرهای با روزنامههای خرداد، و اخبار اقتصادی نیز کار کرد، و در سال۱۳۷۹ به اتهام نشر اکاذیب و توهین به مقدسات به مدت ۳۶ روز بازداشت شد.
از سی و شش شب بازداشت او در اوین ماجراهایی نقل محافل سیاسی است، که یک روز بالاخره رسانهای خواهد شد و همه در جریان فروختن روح او قرار خواهند گرفت. سردبیری همشهری ماه، همشهری جهان و پس از آن روزنامههای شرق، هم میهن و هفته نامه شهروند امروز، ایراندخت، پیک سبز، مهرنامه، نافه، تجربه و... از دیگر فعالیتهای اوست. او پس از استعفای دکتر رضا انصاری، سردبیر روزنامه اعتماد ملی، از سوی شورای سیاستگذاری روزنامه به عنوان سردبیر منصوب شد. قوچانی در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری از کروبی حمایت کرد.
محمد قوچانی در ادامه بازداشتهای پس از اعتراضات انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸، در روز شنبه ۳۰ خرداد بازداشت شد. وی در اعترافاتش به حضور بستگان خود در دورههای آموزشی انقلابهای مخملی در یکی ازکشورهای خلیج فارس نظیر مادر زن و همسر خود – مریم باقی، دختر عمادالدین باقی- اعتراف کرده و حتا از اجرای آزمایشی این برنامهها در سمنان خبر داد.
محمد قوچانی در تاریخ ۸ آبانماه پس از ۱۳۱ روز بازداشت با سپردن وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی آزاد شد. پس از آزادی سردبیری ایراندخت را از سر گرفت و این هفته نامه را که عمدتن به مسائل زنان و هنر روی آورده بود، به موضوعات سیاسی، اجتماعی و علوم انسانی سوق داد. مسائلی نظیر حکمیت، پرونده کهریزک، اسفندیار رحیم مشایی از نگاه او مخفی نماند. وی حتا در یک مقاله مفصل انتقادی، ضمن آسیبشناسی جنبش سبز راهکارهایی برای زنده ماندن این جریان ارائه داد.
تا حالا از خودتان سوال نکردید چطور کسی در اوج اعتراضات انتخاباتی و خیابانی در روز سی خرداد ۱۳۸۸ دستگیر شود و پس از ۱۳۱ روز بازداشت آنهم در دورانی که در تاریخ با کهریزک به یاد آورده خواهد شد با سپردن وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی آزاد شود و بعد یهو میتواند هفتهنامه ایراندخت را در آن فضای خفقانآور پلیسی امنیتی با آن آب و رنگ منتشر کند؟
اینک قوچانی با تجربه بازگشته، در حالی که او به تعبیر آیت الله خامنهای «تنگه احد انقلاب اسلامی» را شناخته است.
زیرنویس:
:: مسئلهای به نام محمد قوچانی گردباد
:: شورشیهای انتقامجو گردباد
:: صدای پای انقلاب جهان را میلرزاند گردباد
صدای پای انقلاب جهان را میلرزاند و محمد قوچانی از این میترسد. اعتقاد به لیبرالیسم باعث میشود هیچ اعتقادی به انسانیت نداشته باشد و برای پیش برد اهداف کثیفش حاضر باشد دانشجویان چپ و هرکسی که اهداف ضدلیبرالی دارد را قربانی کند، محافظهکاری او باعث فاصله گرفتن از دموکراسی را موجب میشود. محمد قوچانی همیشه در انتشار افکارش در نوشتههایش از ضرورت متحد شدن محافظه کاران و لیبرالها در نقد چپها و برخورد فیزیکی با آنها سخن میگوید و قوه قهریه هم به سرکوب و دستگیری و شکنجهی آنان میپردازد.
حالا خوب است او لیسانس علوم سیاسی در دانشگاه تهران و فوق لیسانس همین رشته را در دانشگاه آزاد تهران خوانده است. یادداشت نویسی و کار روزنامهای را در کلاسهای سازمان مجاهدین انقلاب چریک پیر در دهه ۷۰ آموخته است. از سال ۱۳۷۴به همکاری با نشریه «عصر ما» ارگان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی پرداخت. برادر بهزاد دارید شاگردتان را؟
روزنامههای جامعه، نشاط و عصر آزادگان برای قوچانی آغاز دوره جدیدی از روزنامهنگاری بودند که در سالهای پس از دوم خرداد ۱۳۷۶ تجربه کرد و به تدریج با نوشتههای انتقادی خود به شهرت رسید. او در جریان توقیفهای پیاپی روزنامههای زنجیرهای با روزنامههای خرداد، و اخبار اقتصادی نیز کار کرد، و در سال۱۳۷۹ به اتهام نشر اکاذیب و توهین به مقدسات به مدت ۳۶ روز بازداشت شد.
از سی و شش شب بازداشت او در اوین ماجراهایی نقل محافل سیاسی است، که یک روز بالاخره رسانهای خواهد شد و همه در جریان فروختن روح او قرار خواهند گرفت. سردبیری همشهری ماه، همشهری جهان و پس از آن روزنامههای شرق، هم میهن و هفته نامه شهروند امروز، ایراندخت، پیک سبز، مهرنامه، نافه، تجربه و... از دیگر فعالیتهای اوست. او پس از استعفای دکتر رضا انصاری، سردبیر روزنامه اعتماد ملی، از سوی شورای سیاستگذاری روزنامه به عنوان سردبیر منصوب شد. قوچانی در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری از کروبی حمایت کرد.
محمد قوچانی در ادامه بازداشتهای پس از اعتراضات انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸، در روز شنبه ۳۰ خرداد بازداشت شد. وی در اعترافاتش به حضور بستگان خود در دورههای آموزشی انقلابهای مخملی در یکی ازکشورهای خلیج فارس نظیر مادر زن و همسر خود – مریم باقی، دختر عمادالدین باقی- اعتراف کرده و حتا از اجرای آزمایشی این برنامهها در سمنان خبر داد.
محمد قوچانی در تاریخ ۸ آبانماه پس از ۱۳۱ روز بازداشت با سپردن وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی آزاد شد. پس از آزادی سردبیری ایراندخت را از سر گرفت و این هفته نامه را که عمدتن به مسائل زنان و هنر روی آورده بود، به موضوعات سیاسی، اجتماعی و علوم انسانی سوق داد. مسائلی نظیر حکمیت، پرونده کهریزک، اسفندیار رحیم مشایی از نگاه او مخفی نماند. وی حتا در یک مقاله مفصل انتقادی، ضمن آسیبشناسی جنبش سبز راهکارهایی برای زنده ماندن این جریان ارائه داد.
تا حالا از خودتان سوال نکردید چطور کسی در اوج اعتراضات انتخاباتی و خیابانی در روز سی خرداد ۱۳۸۸ دستگیر شود و پس از ۱۳۱ روز بازداشت آنهم در دورانی که در تاریخ با کهریزک به یاد آورده خواهد شد با سپردن وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی آزاد شود و بعد یهو میتواند هفتهنامه ایراندخت را در آن فضای خفقانآور پلیسی امنیتی با آن آب و رنگ منتشر کند؟
اینک قوچانی با تجربه بازگشته، در حالی که او به تعبیر آیت الله خامنهای «تنگه احد انقلاب اسلامی» را شناخته است.
زیرنویس:
:: مسئلهای به نام محمد قوچانی گردباد
:: شورشیهای انتقامجو گردباد
:: صدای پای انقلاب جهان را میلرزاند گردباد
ذهن شلوغ من