سازمان صدا و سیما پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ در ایران به عنوان تنها متولی رادیو و تلویزیون، اقدام به تعریف چارچوب و خطوط سبز و قرمز فراوان در زمینه رسانه نمود که متأسفانه بسیاری از آنها با خواست مردم و اصول یک رسانه حرفهای فاصله داشته و موجب تعطیلی یا رکود بسیاری از فعالیتهای فرهنگی، هنری، اجتماعی، سیاسی و... در جامعه شده است.
با توجه به بیرقیب بودن صدا و سیما به ویژه قبل از فراگیر شدن ماهواره و اینترنت، این چارچوبها و خط قرمزها در اعماق فکری بسیاری از اقشار جامعه نفوذ کرده و در بعضی از موارد عادتهای نادرست یا حداقل بیفایده و بیموردی را در جامعه رواج داده است. البته هدف از نگارش این مطلب پرداختن به عادتهای رسانهای صدا و سیما و صحبت درباره درست یا غلط بودن آن نیست؛ بلکه میخواهیم در مورد توانایی صدا و سیما در رواج یا حذف این عادتها بپردازیم.
از بین عادتهای رسانهای صدا و سیما میتوان به نشان ندادن سازهای موسیقی، عدم پخش بسیاری از انواع موسیقی، استفاده نکردن از موسیقی باکلام کشورهای دیگر، قطع برنامههای تمام شبکهها در اوقات شرعی اذان، ممنوعیت استفاده از صدای خواننده زن، عدم پرداخت به ورزشهای زنان، قطع برنامههای عادی رادیو و تلویزیون در ایام سوگواری شیعیان و عدم پخش آگهی در این ایام اشاره کرد.
امسال و در یک تابو شکنی عجیب شبکه جدید التأسیس «بازار» در روزهای تاسوعا و عاشورا (که صدا و سیما چند روز قبل و چند روز بعد از آن برنامههای عادی خود را قطع کرده و یکسره برنامههای مناسبتی شبیه به هم از تمام شبکههای رادیو و تلویزیون پخش میکند) پخش آگهیهای بازرگانی را متوقف نکرد و برای اولین بار در تاریخ شبکههای این سازمان در چنین روزهایی آگهی بازرگانی پخش شد!
بعد از این قضیه نه تنها انتقادی از این عمل صدا و سیما نشد، بلکه بسیاری از افراد روحانی و غیر روحانی وابسته به مناصب دولتی و غیر دولتی طرفدار صدا و سیما از برنامههای این سازمان در ایام محرم قدردانی کردند. این مسأله نشان میدهد صدا و سیما میتواند در جاهایی که دوست دارد، به راحتی بسیاری از عادتها و تابوهای ایجاد شده توسط خودش را بشکند، بدون اینکه اتفاقی بیفتد.
به عنوان مثال در رسانهای که بسیاری از صحنههای فیلمها و سریالهای خارجی به خاطر پوشش یا حرکات زنان دچار جرح و تعدیل میشود، در جریان موضوع کنفرانس برلین فیلم مربوط به رقصیدن یک زن و یا نشان دادن اندام لخت یک مرد (البته به صورت شطرنجی) آن هم از فراگیرترین شبکه تلویزیونی (شبکه یک سیما) توجیه پیدا میکند.
مثال دیگر قطع برنامههای کلیه شبکههای رادیو و تلویزیون در هنگام اذان شرعی به افق تهران است که شاید پخش اذان در یک یا دو شبکه کافی باشد و لزومی ندارد تمام شبکهها برنامههایشان را قطع کنند. مخصوصاً که بیش از هشتاد درصد از مردم ایران، خارج از تهران زندگی میکنند! حال صدا و سیما در شبکه «آی فیلم» که چند ماهی است که برای مخاطب داخل ایران هم پخش میشود، اذان پخش نمیکند و اتفاقی هم نمیافتد!
تصور کنید تفکر کنونی سیاست گذاران صدا و سیما در اوایل انقلاب هم بر این سازمان حاکم میبود. بعید نیست آن موقع به خاطر اینکه زنان در سریالها و فیلمهای خارجی محجبه نیستند، پخش هر گونه فیلم و سریال خارجی در تلویزیون ممنوع میشد!
موضوعی که امروزه بسیاری از افراد مذهبی و سنتی هم به راحتی با آن کنار آمدهاند. تصور کنید اگر آن گونه میشد الان شاهد بسیاری از بحث و جدلها درباره این مسأله بودیم؛ آنگاه به هر کس که از عدم پخش فیلمهای خارجی انتقاد میکرد، انواع القاب ضد دین و لامذهب و صهیونیستی و... داده میشد. اما میتوان برعکس این قضیه را هم تجسم کرد. اگر تفکر سیاست گذاران آن زمان کمی متفاوتتر بود، چه بسا الان گرفتار بسیاری از خط قرمزها و عادتهای بیمورد کنونی در رسانه و حتی جامعه نبودیم.
با توجه به بیرقیب بودن صدا و سیما به ویژه قبل از فراگیر شدن ماهواره و اینترنت، این چارچوبها و خط قرمزها در اعماق فکری بسیاری از اقشار جامعه نفوذ کرده و در بعضی از موارد عادتهای نادرست یا حداقل بیفایده و بیموردی را در جامعه رواج داده است. البته هدف از نگارش این مطلب پرداختن به عادتهای رسانهای صدا و سیما و صحبت درباره درست یا غلط بودن آن نیست؛ بلکه میخواهیم در مورد توانایی صدا و سیما در رواج یا حذف این عادتها بپردازیم.
از بین عادتهای رسانهای صدا و سیما میتوان به نشان ندادن سازهای موسیقی، عدم پخش بسیاری از انواع موسیقی، استفاده نکردن از موسیقی باکلام کشورهای دیگر، قطع برنامههای تمام شبکهها در اوقات شرعی اذان، ممنوعیت استفاده از صدای خواننده زن، عدم پرداخت به ورزشهای زنان، قطع برنامههای عادی رادیو و تلویزیون در ایام سوگواری شیعیان و عدم پخش آگهی در این ایام اشاره کرد.
امسال و در یک تابو شکنی عجیب شبکه جدید التأسیس «بازار» در روزهای تاسوعا و عاشورا (که صدا و سیما چند روز قبل و چند روز بعد از آن برنامههای عادی خود را قطع کرده و یکسره برنامههای مناسبتی شبیه به هم از تمام شبکههای رادیو و تلویزیون پخش میکند) پخش آگهیهای بازرگانی را متوقف نکرد و برای اولین بار در تاریخ شبکههای این سازمان در چنین روزهایی آگهی بازرگانی پخش شد!
بعد از این قضیه نه تنها انتقادی از این عمل صدا و سیما نشد، بلکه بسیاری از افراد روحانی و غیر روحانی وابسته به مناصب دولتی و غیر دولتی طرفدار صدا و سیما از برنامههای این سازمان در ایام محرم قدردانی کردند. این مسأله نشان میدهد صدا و سیما میتواند در جاهایی که دوست دارد، به راحتی بسیاری از عادتها و تابوهای ایجاد شده توسط خودش را بشکند، بدون اینکه اتفاقی بیفتد.
به عنوان مثال در رسانهای که بسیاری از صحنههای فیلمها و سریالهای خارجی به خاطر پوشش یا حرکات زنان دچار جرح و تعدیل میشود، در جریان موضوع کنفرانس برلین فیلم مربوط به رقصیدن یک زن و یا نشان دادن اندام لخت یک مرد (البته به صورت شطرنجی) آن هم از فراگیرترین شبکه تلویزیونی (شبکه یک سیما) توجیه پیدا میکند.
مثال دیگر قطع برنامههای کلیه شبکههای رادیو و تلویزیون در هنگام اذان شرعی به افق تهران است که شاید پخش اذان در یک یا دو شبکه کافی باشد و لزومی ندارد تمام شبکهها برنامههایشان را قطع کنند. مخصوصاً که بیش از هشتاد درصد از مردم ایران، خارج از تهران زندگی میکنند! حال صدا و سیما در شبکه «آی فیلم» که چند ماهی است که برای مخاطب داخل ایران هم پخش میشود، اذان پخش نمیکند و اتفاقی هم نمیافتد!
تصور کنید تفکر کنونی سیاست گذاران صدا و سیما در اوایل انقلاب هم بر این سازمان حاکم میبود. بعید نیست آن موقع به خاطر اینکه زنان در سریالها و فیلمهای خارجی محجبه نیستند، پخش هر گونه فیلم و سریال خارجی در تلویزیون ممنوع میشد!
موضوعی که امروزه بسیاری از افراد مذهبی و سنتی هم به راحتی با آن کنار آمدهاند. تصور کنید اگر آن گونه میشد الان شاهد بسیاری از بحث و جدلها درباره این مسأله بودیم؛ آنگاه به هر کس که از عدم پخش فیلمهای خارجی انتقاد میکرد، انواع القاب ضد دین و لامذهب و صهیونیستی و... داده میشد. اما میتوان برعکس این قضیه را هم تجسم کرد. اگر تفکر سیاست گذاران آن زمان کمی متفاوتتر بود، چه بسا الان گرفتار بسیاری از خط قرمزها و عادتهای بیمورد کنونی در رسانه و حتی جامعه نبودیم.
ذهن شلوغ من