جمهوری اسلامی یا اسلام سیاسی برای ما یک ایدئولوژی سیاسی است، عقیده اعتقادآمیزی که با آن در برابر امریکا میایستیم، جبهه ضد امریکا مرزهایش خیلی زیاد است، هر کسی با هر فرقه و ایمانی در آن جا میشود، همین احمدینژاد وقتی گفت اسراییل باید از بین برود من ازش طرفداری کردم، ولی وقتی صحبت از دوستی ملت اسراییل و ایران کرد، دیگر ازش طرفداری نکردم.

هر کس از دوستی ملت ایران و ملت اسراییل حرف زد بیشک خائن به اسلام و آرمان اسلام است، لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا (قرآن، سوره المائدة، نشانه 82) بطور مسلم، دشمنترين مردم نسبت به مؤمنان را، يهود و مشرکان خواهي يافت. در مقابل امریکا هم هر کسی با هر عقیده و مرامی برعلیه امریکا باشد دوست ما است.
از برادران اهل تسنن گرفته تا دانشجویان جنبش ضد سرمایهداری که امریکا تو چشمشان گاز خردل میپاشد همه در جبهه ضد امریکا هستند. حتا آن مفتی وهابی سعودی که حکم جهاد با یهودیها را صادر کرد در جبهه ضد امریکا قرار میگیرد حتا اگر او چشم دیدن شیعیان را نداشته باشد. ما یک هدف مقدس داریم، جبهه ضد امریکا خواب دنیای مدرن را پریشان میکند.
برای هماین مخالف شعار نه غزه نه لبنان هستیم، ما شعار هم غزه هم لبنان، هم لندن و ایران سر میدهیم، خانمها و آقایان روشنفکر که به دنبال ایران بدون اسلام هستید، سارتر گفت: اگر یک روز در جهان یک نفر آزاد نباشد ما معنای آزادی را درک نمیکنیم، حالا باز هم میگویید نه غزه نه لبنان، فقط ایران؟!
وقتی به حامیان جمهوری اسلامی اعتراض میکنید چرا کشتار مردم بحرین بد است ولی کشتار مردم معترض سوریه خوب است، چطور وقتی پلیس انگلیس با باتوم شهروندانش را میزند نکوهش میکنید ولی وقتی اسد با تانک به شهرها حمله میکند صدایتان هم در نمیآید؟ اول اینکه سوریه خط مقدم مقاومت علیه اسراییل است، دوم اینکه این انتقاد بخودتان هم وارد است که شعار «نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران» دادید!
مگر صهیونیستها در فلسطین چه میکنند؟ مگر جز این است که با گلوله به اعتراض مردم معترض فلسطین جواب میدهند؟ مگر جز این است که سرزمینشان را به زور از چنگشان در آوردهاند و حق آنها برای تعیین سرنوشتشان را نفی میکنند؟ اینها چه فرقی میکند با کاری که اسد در سوریه میکند؟ مگر اسد هم مردم معترض سوریه را که اتفاقن از لحاظ عقیده و مذهب بسیار با مردم فلسطین شبیه هستند را نمیکشد؟ مگر بشار اسد حق تعیین سرنوشت مردم کشورش را نفی نمیکند؟ اینها چه فرقی باهم میکند؟
ما به آرمانهای انقلاب ۵۷ ایمان داریم، فاندامنتالیست بودن اتهامی است که غرب، امروز پیروان اسلام سیاسی امام خمینی (ره) را به آن متهم میکند. ما مؤمن به این اسلام هستیم و اسلام دیگری نمیشناسیم. نه اسلام امریکایی (لیبرال دموکراسی) و نه اسلام انگلیسی (بابیت و بهاییت،) تفکری که میگوید به خاطر عقیدهات زنده بمان و زندگی کن اصلن هیجانانگیز نیست، اسلام ناب محمدی (ص) شورانگیز است که پیرش میفرماید: جوانان ما مرد شهامت و شهادت هستند.
ما از جمهوری اسلامی انتقاد هم میکنیم، از رفتارهای اخمآلودی که به نام اسلام و جمهوری اسلامی تمام میشود بارها برائت جستهایم، اعتقاد داریم هدف همه این سختگیریهای دینی: پروژه آندلسیسازی ایران است، طنز تلخش آنجا است که دارد توسط کسانی که خودشان را حزب اللهیها دو تنوره میدانند جز به جز اجرا میشود.
سرنگونی جمهوری اسلامی، تجزیه ایران و فروپاشی اسلام هدف است. ولی من باز به جمهوری اسلامی اعتقاد دارم، اسلام (جبهه ضد امریکا) در آخرالزمان آخرین جبهه در مقابل شیطان است، برای هماین خیلیها سعی در سرنگونی جمهوری اسلامی دارند.

هر کس از دوستی ملت ایران و ملت اسراییل حرف زد بیشک خائن به اسلام و آرمان اسلام است، لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا (قرآن، سوره المائدة، نشانه 82) بطور مسلم، دشمنترين مردم نسبت به مؤمنان را، يهود و مشرکان خواهي يافت. در مقابل امریکا هم هر کسی با هر عقیده و مرامی برعلیه امریکا باشد دوست ما است.
از برادران اهل تسنن گرفته تا دانشجویان جنبش ضد سرمایهداری که امریکا تو چشمشان گاز خردل میپاشد همه در جبهه ضد امریکا هستند. حتا آن مفتی وهابی سعودی که حکم جهاد با یهودیها را صادر کرد در جبهه ضد امریکا قرار میگیرد حتا اگر او چشم دیدن شیعیان را نداشته باشد. ما یک هدف مقدس داریم، جبهه ضد امریکا خواب دنیای مدرن را پریشان میکند.
برای هماین مخالف شعار نه غزه نه لبنان هستیم، ما شعار هم غزه هم لبنان، هم لندن و ایران سر میدهیم، خانمها و آقایان روشنفکر که به دنبال ایران بدون اسلام هستید، سارتر گفت: اگر یک روز در جهان یک نفر آزاد نباشد ما معنای آزادی را درک نمیکنیم، حالا باز هم میگویید نه غزه نه لبنان، فقط ایران؟!
وقتی به حامیان جمهوری اسلامی اعتراض میکنید چرا کشتار مردم بحرین بد است ولی کشتار مردم معترض سوریه خوب است، چطور وقتی پلیس انگلیس با باتوم شهروندانش را میزند نکوهش میکنید ولی وقتی اسد با تانک به شهرها حمله میکند صدایتان هم در نمیآید؟ اول اینکه سوریه خط مقدم مقاومت علیه اسراییل است، دوم اینکه این انتقاد بخودتان هم وارد است که شعار «نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران» دادید!
مگر صهیونیستها در فلسطین چه میکنند؟ مگر جز این است که با گلوله به اعتراض مردم معترض فلسطین جواب میدهند؟ مگر جز این است که سرزمینشان را به زور از چنگشان در آوردهاند و حق آنها برای تعیین سرنوشتشان را نفی میکنند؟ اینها چه فرقی میکند با کاری که اسد در سوریه میکند؟ مگر اسد هم مردم معترض سوریه را که اتفاقن از لحاظ عقیده و مذهب بسیار با مردم فلسطین شبیه هستند را نمیکشد؟ مگر بشار اسد حق تعیین سرنوشت مردم کشورش را نفی نمیکند؟ اینها چه فرقی باهم میکند؟
ما به آرمانهای انقلاب ۵۷ ایمان داریم، فاندامنتالیست بودن اتهامی است که غرب، امروز پیروان اسلام سیاسی امام خمینی (ره) را به آن متهم میکند. ما مؤمن به این اسلام هستیم و اسلام دیگری نمیشناسیم. نه اسلام امریکایی (لیبرال دموکراسی) و نه اسلام انگلیسی (بابیت و بهاییت،) تفکری که میگوید به خاطر عقیدهات زنده بمان و زندگی کن اصلن هیجانانگیز نیست، اسلام ناب محمدی (ص) شورانگیز است که پیرش میفرماید: جوانان ما مرد شهامت و شهادت هستند.
ما از جمهوری اسلامی انتقاد هم میکنیم، از رفتارهای اخمآلودی که به نام اسلام و جمهوری اسلامی تمام میشود بارها برائت جستهایم، اعتقاد داریم هدف همه این سختگیریهای دینی: پروژه آندلسیسازی ایران است، طنز تلخش آنجا است که دارد توسط کسانی که خودشان را حزب اللهیها دو تنوره میدانند جز به جز اجرا میشود.
سرنگونی جمهوری اسلامی، تجزیه ایران و فروپاشی اسلام هدف است. ولی من باز به جمهوری اسلامی اعتقاد دارم، اسلام (جبهه ضد امریکا) در آخرالزمان آخرین جبهه در مقابل شیطان است، برای هماین خیلیها سعی در سرنگونی جمهوری اسلامی دارند.
ذهن شلوغ من